معرفی

خاندان لنیستر از کسترلی راک (House Lannister of Casterly Rock) یکی از خاندان های بزرگ هفت پادشاهی (Seven Kingdoms) و خاندان اصلی سرزمین های غربی (Westerlands) هستند. مقر اصلی آنان در کسترلی راک (Casterly Rock) است، همچنین شاخه ای از این خاندان در همان نزدیکی و در لنیسپورت (Lannisport) ساکن هستند. نشان آنها شیر طلایی در زمینه قرمز است. شعار رسمی خاندان «غرش مرا بشنو!» است، با این حال شعار غیر رسمی نیز وجود دارد که به همان اندازه شناخته شده است، «یک لنیستر همیشه قرض اش را میپردازد».
لنیسترها تا زمان فتح تارگرین ها (Targaryen conquest) به عنوان پادشاهان صخره (King of the Rock) حاکم سرزمین های غربی (Westerlands) بودند، پس از شکست و تسلیم شدنشان به تارگرین ها به آنان اجازه داده شد تا لرد بالا دست سرزمین های غربی باقی بمانند. این خاندان در دوره حاکمیت تایتوس (Tytos) دچار مشکلات و ضعف زیادی شده بود، اما توسط تایوین (Tywin) توانستند به شکوه سابق خود برسند. لنیسترها ثروتمندترین خاندان در هفت پادشاهی (Seven Kingdoms) اند، به این علت که بخشی بزرگ بسیاری از معادن طلا را تحت کنترل خود دارند، با این وجود به هیچ وجه نمیتوان گفت که آنان بزرگترین قلمرو در پادشاهی را دارند.

باران های کستمیر به زبان جیمی لنیستر

زندگی خاندان لنیستر در کتاب های نغمه یخ و آتش

بازی تاج و تخت

خیلی ها نمیدانند، که فرزندان لرد تایوین (Tywin) ملکه سرسی (Cersei) و سر جیمی (Jaime)، از مدت ها پیش، با یکدیگر رابطه عاشقانه داشتند و هر سه فرزند سلطنتی، پادشاه رابرت (King Robert)، در واقع فرزندان جیمی اند. لرد ادارد استارک (Eddard Stark) و همسرش کتلین تالی (Catelyn Tully) به لنیسترها در قتل دست سابق، لرد جان ارن (Jon Arryn) و همچنین تلاش برای به قتل رساندن برن (Bran) پسرشان، مشکوک میشوند. مورد دوم درست است، زیرا که پسر شاهد زنای آن دو بود.

بانو کتلین در مسافرخانه کراس رودز (Crossroads) تیریون لنیستر (Tyrion Lannister) را اسیر میکند و او را به دادگاه دره میبرد، این موضوع باعث میشود، لرد لنیستر مهاجمینش را به اراضی الی (Tully) مفرستد، به این امید که به دنبال این حرکت لرد استارک (Lord Stark) به میدان نبرد بیاید و او را برای تبادل با تیریون اسیر بگیرد. با این حال، ادارد در خیابان های بارانداز پادشاه (King’s Landing) در کمین سر جیمی میوفتد و در حین غوغا مجروح میشود، در نتیجه مردان دیگری را به جای خود ارسال میکند.

تیریون با زیرکی از محکمه فرار میکند، با این حال به دنبال فتنه ای که در بارانداز پادشاه شکل میگیرد (دستگیری ادارد توسط سرسی) جنگ ادامه پیدا میکند. جیمی و تایوین، چندین پیروزی در نبرد های پی در پی سرزمین های رودخانه (riverlords) بدست می آورند، اما تالی ها به سرعت با پسر ادارد، راب (Robb) و مهمانان شمالیشان، در برابر لنیستر ها متحد میشوند.

تایوین یورش ارتش استارک ها را تحت فرماندهی لرد روس بولتون در نبرد گرین فورک (Battle of the Green Fork) دفع میکند، اما این نیرو تنها برای گمراه سازی تایوین بود. با گمراه شدن او، راب با یک حمله غافلگیر کننده جیمی را اسیر میکند و محاصره ریورران (Riverrun) در هم مشکند.

در همین حال سرسی (Cersei) برای فرزندانش نگران است زیرا اگر استارک به رابرت در مورد پدر واقعیشان اطلاع بدهد آنها در خطر میوفتند. او پسر عمویش لنسل لنیستر (Lancel Lannister)، شرابدار رابرت، را همراه شاه برای شکار گراز میفرستد تا در هنگام شکار شرابی بسیار قوی بدهد و هوشیاریش را از او بگیرد، در نتیجه رابرت در هنگام شکار یک زخم مهلک دریافت میکند.

خیلی زود پسر سرسی و جیمی، جافری (Joffrey) پادشاه میشود، و دستور اعدام لرد استارک (Lord Stark) را میدهد که با این کار شانس هرگونه صلحی را برباد میدهد. جیمی، با وجود غیبتش به مقام لرد فرمانده گارد پادشاه (Lord Commander of the Kingsguard) ترفیع میابد و تایوین به عنوان دست پادشاه (Hand of the King) انتخاب میشود، اما او تیریون (Tyrion) را جای خود میفرستد تا در حالی که او در سرزمین های رودخانه (Riverlands) مشغول نبرد است، تیریون وظایف دست را انجام دهد. در همین حال برادران رابرت، استنیس (Stannis) و رنلی براتیون (Renly Baratheon)، هر کدام به ادعای جافری (Joffrey) برای تخت آهنین (Iron Throne) معترض اند و با او در حال رقابت هستند. در نتیجه جنگ پنج پادشاه (War of the Five Kings) آغاز می شود.

نزاع شاهان

تیریون (Tyrion) و سرسی (Cersei) در حال رقابت با یکدیگر برای نفوذ بیشتر در بارانداز پادشاه (King’s Landing) هستند، که تیریون دائماً با خنثی کردن نقشه های سرسی از او برتری میافتد. از روی نیاز شدیدی که به ایجاد یک اتحاد داشتند، تیریون برای اتحاد با خاندان مارتل (House Martell) تلاش میکند. بخشی از این تلاش شامل پیشنهاد ازدواج شاهزاده میرسلا (Myrcella) با ترایستین مارتل (Trystane Martell) میشود. هنگامی که کشتی شاهزاده اسکله را ترک میکند، گروه سلطنتی در راه بازگشت به قلعه در شورش بارانداز پادشاه (Riot of King’s Landing) گرفتار میشوند، شورشی که عامل برانگیختنش شاه جافری (Joffrey) بود. جیمی (Jaime) با وجود تلاش هایی که برای آزادیش انجام شد، همچنان در سیاهچال ریورران (Riverrun) اسیر باقی ماند . در همین حال، سرسی در تخت خود پسر عمویش سر لنسل لنیستر (Lancel Lannister)را جایگزین او کرده بود. هنگامی که نیروهای های استارک به سمت سرزمین های غربی (Westerlands) روانه شدند، تایوین (Tywin) ارتشش را از هارن هال (Harrenhal) برای حمله به آنان جمع آوری کرد، اما دسترسی تایوین به سرزمینش توسط سر ادمور تالی (Edmure Tully) در نبرد فورد (Battle of the Fords) قطع شد. در نتیجه، ارتش شاه راب در سومین نبردش در برابر نیروهای لنیستری تحت فرماندهی سر استافورد لنیستر (Stafford Lannister) به نام نبرد اکس کراس (Battle of Oxcross) و سرزمین های غربی را مورد حمله قرار دادند. با این حال، تایوین به اندازه کافی به بارانداز پادشاه (King’s Landing) نزدیک بود تا بتواند از شهر در برابر حمله قریب الوقوع پادشاه استنیس (Stannis) دفاع کند. با توجه به حضور تایوین، آماده سازی دفاعی شهر به وسیله تیریون و اتحاد جدیدشان با خاندان تایرل (House Tyrell)، لنیستر ها توانستند استنیس را در نبرد بلک واتر (Battle of the Blackwater) شکست دهند. با وجود اینکه، وقتی ملکه سرسی شاه جافری (King Joffrey) را از دیوارها به داخل قلعه برگرداند نزدیک بود ردا طلایی ها (Gold Cloaks) تارومار شوند و شکست بخورند. پس از نبرد، بسیاری از پرچمداران استنیس به جافری اعلام وفاداری کردند و لرد تایوین نیز اداره حکومت را بر عهده میگیرد. در همین حال کتلین استارک (Catelyn Stark)، پس از شنیدن خبر قتل فرزندانش به دست تیان گریجوی (Theon Greyjoy) خائن، در تلاشی مخفیانه برای باز پس گیری دخرانش سانسا (Sansa) و آریا (Arya)، جیمی را از اسارت آزاد میکند. او نمیداند که آریا مدت ها پیش از بارانداز پادشاه فرار کرده است.

یورش شمشیرها

تایوین (Tywin) در خواست تیریون (Tyrion) مبنی بر معرفی او به عنوان وارث راک را رد میکند و به جایش او را ارباب سکه (Master of Coin) اعلام میکند، همچنین به خاطر ادعای سانسا اسنارک (Sansa Stark) از وینترفل (Winterfell) و گرفتن شانس تایرل ها (Tyrells) برای به عقد در آوردن سانسا با ویلاس تایرل (Willas Tyrell)، او تیریون را مجبور به ازدواج با سانسا میکند. تایوین همچنین برادرش و دست راستش، سر کوان لنیستر (Kevan Lannister)، را به عنوان ارباب قانون (Master of Laws) معرفی میکند. تایوین همچنین جافری و مارجری تایرل (Margaery Tyrell) را نامزد اعلام میکند و تلاش میکند تا سرسی (Cersei) دوباره ازدواج کند، این دفعه با ویلاس تایرل، اما لرد میس (Mace) تحت فشار مادرش درخواست او را رد میکند. سرسی از شورا خارج میشود و وظایفش به عنوان نایب السلطنه پادشاه جافری به پایان میرسد. تایوین همچنین عنوان محافظ شرق (Warden of the East) را به خاندان ارن (Arryn) بازمیگرداند، عنوانی که پس از مرگ جان ارن (Jon Arryn) به جیمی لنیستر (Jaime Lannister) داده شده بود، تایوین پس از اینکه میشنود سیتادل (Citadel) قصد دارد عموی میس تایرل را جایگزین پایسل (Pycell) کند، عنوان او را دوباره به او بازمیگرداند.

هنگامی که تایوین اطلاع میابد که راب استارک (Robb Stark) با دختر یکی از پرچمداران او، به نام جین وسترلینگ (Jeyne Westerling) ازدواج کرده است، او به همراه مادر جین، لرد والدر فری (Walder Frey) خوار شده و لرد روس بولتون (Roose Bolton) فرصت طلب، برای سرنگونی پادشاه شمال شروع به توطئه میکند. این خیانت در عروسی ادمور تالی (Edmure Tully) و یکی از دختران فری در دو قلوها (The Twins) انجام میشود، زمانی که راب، بانو کتلین (Catelyn) و بسیاری از دیگر میهمانان تحت حق مهمان به قتل میرسند. استارک ها (Starks) و تالی ها (Tullys) از قدرت برکنار شدند، و به ترتیب خاندان بولتون (House Bolton) و خاندان بیلیش از هرنهال (House Baelish of Harrenhal) تحت حمایت لنیسترها جایگزین آنها شدند. بسیاری از پرچمداران آنها با بی میلی به صلح پادشاه تن دادند. با مرگ رنلی (Renly) و راب، شکست استنیس (Stannis) و پیروان اندکش، و تمرکز گریجوی ها (Greyjoys) بر روی شمال (The North)، لنیسترها در اوج قدرت خود قرار گرفتند.

هنگامی که شاه جافری (Joffrey) به طور غیر منتظره در جشن عروسی خود به قتل میرسد، سرسی (Cersei) به اشتباه تیریون (Tyrion) را متهم به قتل میکند. تایوین یکی قاضیان در دادگاه میشود، به همراه میس تایرل (Mace Tyrell) و شاهزاده اوبرین مارتل (Prince Oberyn Martell)، افعی سرخ از دورن (Dorne). پس از حضور یک گروه شاهد برای متهم کردن تیریون در دادگاه، از جمله کسانی که او فکر میکرد دوستان او هستند، او خواستار یک محاکمه از طریق مبارزه میشود. از آنجایی که سر گرگور کلگان (Gregor Clegane) به عنوان مبارز سلطنتی منصوب میشود، شاهزاده اوبرین مارتل در تلاشی برای گرفتن انتقام خواهرش شاهزاده ایلیا، که در غارت بارانداز پادشاه (Sack of King’s Landing) به دست گرگور کشته شده بود، به عنوان مبارزه تیریون در محاکمه سرکت میکند. اوبرین شکست میخورد و تیریون محکوم به مرگ میشود. در همین حال، جیمی (Jaime) به همراه برین از تارت (Brienne Tarth)، شوالیه قسم خورده بانو کتلین (Catelyn)، در راه آمدن به بارانداز پادشاه (King’s Landing) است. در طول راه، جیمی (Jaime) دست شمشیر زنی خود را به دستور وارگو هوت (Vargo Hoat)، از مزدوران در خدمت خاندان استارک که هرن هال (Harrenhal) در تملک خود دارد، از دست میدهد. جیمی در حالی به پایتخت بازمیگردد که تبدیل به مرد دیگری شده و به طور فزاینده ای در تضاد با خانواده اش است. او با لرد تایوین (Tywin) بگو بگو میکند، و از استعفا دادند از گارد پادشاه (Kingsguard) و تبدیل شدن به وارث کسترلی راک (Casterly Rock) امتناع میکند. قبل از اعدام تیریون، جیمی او را از سلولش آزاد می کند. تیریون (Tyrion) خیانت سرسی را برای او آشکار میسازد و به دروغ مسئولیت مرگ جافری را می پذیرد. تیریون در طول فرار خود، لرد تایوین را با کمان صلیبی به قتل میرساند.

ضیافتی برای کلاغ ها

مرگ تایوین (Tywin) بر چشم انداز قدرت رو به صعود لنیسترها وقفه میندازد. سرسی (Cersei) این بار نایب السلطنه پسر جوانترش تامن (Tommen) که تازه تاج گذاری کرده است میشود و بر آن میشود تا ثابت کند از پدرش حکمران بهتری است. او از برنامه های پدرش چشم پوشی میکند و شورای کوچک (small council) را با نوکرانش پر می کند. سرسی به عنوان ملکه نایب السلطنه، تلاش می کند تا جیمی (Jaime) را به عنوان دست پادشاه (Hand of the King) منتصب کند، اما او قبول نمیکند – سرسی در پاسخ به جیمی میگوید این یک احمق بوده که همیشه او را دوست داشته. اتهام پس از مراسم تشییع جنازه تایوین، سرسی، جیمی را تحریک میکند تا به نبرد در سرزمین های رودخانه (Riverlands) پایان دهد، ماموریت جیمی با پایان دادن به محاصره ریورران (Siege of Riverrun) آغاز میشود. جیمی در اردوگاه، تلاش می کند تا با دست چپش در شمشیر زنی مهارت پیدا کند و با پسر عمویش لنسل (Lancel) در دری (Darry)، مقابله کند، کسی که اخیراً لرد دری (Darry) شده بود اما به گروه مبارزان ایمان (Faith Militant) سوگند خورده بود.

کوان لنیستر (Kevan Lannister) سرسی (Cersei) را به عنوان بانوی کسترلی راک (Casterly Rock) به رسمیت میشناسد. سرسی نیز او را به عنوان دست پادشاه معرفی میکند، مقامی که او نمیپذیرد و میخواهد تا به مقام نایب السلطنه نائل یابد. سرسی حاضر به رها کردن قدرت نمیشود و برای تحقیر سر کوان، سر دیون لنیستر (Daven Lannister) را به مقام محافظ غرب (Warden of the West) منصوب میکند و سر دیمیون (Damion) را به قلعه بانی کسترلی راک می گمارد. در نهایت سرسی سر هریس سویفت (Harys Swyft) را برای مقام دست انتخاب میکند، چرا که او یک مرد سر به زیر و گروگانی در برابر سر کوان است. سرسی جایزه ای برای سر تیریون (Tyrion) قرار می دهد که منجر به مرگ تعداد زیادی از کوتوله های بی گناه در سراسر پادشاهی به دست مردانی که سعی میکنند به پول و مقام برسند، میشود. با وجود ازدواج تامن (Tommen) با ملکه مارجری (Margaery)، سرسی شروع به توطئه در برابر تایرل ها (Tyrells) میکند، چرا که مشکوک است آنها در حال دسیسه چینی علیه او هستند. او یک خدمتکار که مشکوک به جاسوس بودنش است را به همراه جسد گرگور کلگان (Gregor Clegane) (کشته شده توسط نیزه مسموم افعی سرخ) به لرد کیبورن (Qyburn)، استاد شیطانی سابق و ارباب نجواهایش (Master of Whisperers) میدهد، تا بر روی آنها آزمایش های پیچیده و جادوییش را انجام دهد. ملکه مارجری می خواهد که برادرش لوراس تایرل (Loras Tyrell) استاد آموزش مبارزه شاه تامن بشود، پیشنهادی که سرسی آن را قاطعانه رد میکند. هنگامی که مردان آهن (ironmen) به فرمان یورون گریجوی (Euron Greyjoy) ریچ (Reach) را مورد تهاجم قرار میدهند، سرسی خواسته سر لوراس که مقام فرماندهی محاصره دراگون استون (Dragonstone) است را به او اعطا میکند، به این امید که او سریعاً به قلعه هجوم ببرد و ناوگان ردواین (Redwyne) را آزاد سازد. امید او برآورده میشود، گرچه که بنا به گزارش ها شوالیه گل ها با روغن جوشان آسیب دیده است.

برای بالا بردن بودجه ساخت ناوگان جدید سلطنتی، سرسی (Cersei) از پرداخت بدهی های سلطنتی سر باز میزند، در نتیجه باعث عصبانی شدن بانک آهنین براووس (Iron Bank of Braavos)، مذهب هفت (Faith of the Seven) و همچنین سپتون اعظم (High Septon) میشود. سرسی با اجازه دادن به بازگشت مبارزان ایمان (Faith Militant) تلاش می کند تا سپت (Sept) را آرام کند، اما سپتون اعظم جدید، او را به جرمهای زنا، قتل و گناهان بیشمار دیگری دستگیر میکند. سرسی نامه ای پر شور برای جیمی (Jaime) می نویسد، و از وی میخواهد در محاکمه از طریق مبارزه از او دفاع کند، اما او نامه را بدون هیچ واکنشی می سوزاند. لرد اورتون مری ودر (Orton Merryweather)، که جایگزین هریس سویفت(Harys Swyft) به عنوان دست پادشاه شده بود، از پایتخت میگریزد و در همان حین سویفت (که در حال حاظر ارباب سکه است) و استاد اعظم پایسل (Grand Maester Pycelle) کنترل امور شاه تامن (Tommen) را بر عهده میگیرند و از کوان لنیستر درخواست میکنند تا بارانداز پادشاه (King’s Landing) بازگردد و عنوان لرد نایب السلطنه را بر عهده بگیرد.

رقصی با اژدهایان

سر کوان لنیستر (Kevan Lannister)، با عنوان لرد نایب السلطنه، شروع به تلاش برای خنثی سازی اشتباهات سیاسی سرسی (Cersei) می کند. برای جلب رضایت متحد خاندان لنیستر، تایرل ها (Tyrells)، او لرد میس (Mace) را به مقام دست پادشاه (Hand of the King) منصوب میکند، و جایگاهی به پرچمداران او پکستر ردواین (Paxter Redwyne) و رندیل تارلی (Randyll Tarly) در شورای کوچک (Small council) میدهد. او همچنین با سرسی در زندان ملاقات میکند، و در مورد ارتباط او و لنسل (Lancel) با او صحبت میکند و به او میگوید که حتی بدون در نظر گرفتن محاکمه دوران حکومت او به پایان رسیده است. هنگامی که سرسی محتمل راهپیمایی شرم سراسر شهر میشود، کوان تضمین می کند که شاه تامن (Tommen) شاهد این رویداد نخواهد بود.

تیریون (Tyrion)، با کمک واریس (Varys)، در حال عبور از دریای باریک (Narrow Sea) می باشد. در آنجا متحد واریس، ایلیریو موپاتیس (Illyrio Mopatis) برای او ترتیب سفری به همراه یک گروه نامناسب برای جستجوی دنریس تارگرین (Daenerys Targaryen) را میدهد. در مسیر، او متوجه می شود که یکی از اعضای این گروه در واقع دست تبعیدی جان کانینگتون (Connington)، و «پسر» او نیز پسر ریگار (Rhaegar)، شاهزاده اگان (AEGON) است، کسی که مدتها تصور میشد که مرده است. در فاحشه خانه ای در سلهوریس، تیریون توسط لرد تبعیدی دیگری به نام جوراه مورمونت (Jorah Mormont) اسیر میشود، کسی که همانند او قصد دارد به پیش دنریس برود. در راه میرین (Meereen)، با زن کوتوله ای به نام پنی دوست میشود، کسی که همراه گروه دیگری در عروسی جافری (Joffrey) نمایش اجرا کرده بود. پس از غرق شدن کشتی، آنها دستگیر شدند و به برده داری فروخته شدند. حتی نزدیک بود که آنها در طی یک نمایش در گودال مبارزه توسط شیری کشته شوند تا اینکه به نمایش توسط ملکه دنریس پایان داده شد. هنگامی که اربابشان از اسحال خونی مرد، هر سه نفرشان به گروه پسران دوم (Second Sons) پیوستند، چرا که تیریون نقشه دارد تا بن پلام (Ben Plumm) را دوباره با دنریس متحد کند.

جیمی به محاصره ریونتری هال (Raventree Hall)، آخرین دژ جنوبی وفادار به جنبش از دست رفته راب استارک، نیز پایان میدهد. در حالی که جیمی در راه برگشت به ریورران (Riverrun) است به طور غیر منتظره ای با برین از تارت (Brienne of Tarth) دیدار میکند، کسی که به او می گوید او باید به سوگندش احترام بگذارد سانسا استارک (Sansa Stark) را بازیابد.

کوان، در حالی که در تلاش برای مقابله با ظهور دوباره مبارزان ایمان و اگان پنجم (AEGON VI) ظاهراً زنده و گروه طلایی (Golden Company) حامی او است، در اتاق خود و توسط واریس (Varys) به قتل میرسد. عنکبوت امیدوار است که با قتل لرد نایب السلطنه سوء ظن ما بین هایگاردن (Highgarden) و کسترلی راک (Casterly Rock) ایجاد کند و از از بسته شدن شکاف های ایجاد شده در طی حکومت سرسی توسط کوان جلوگیری کند. این مشکلات، همراه با ادامه تهدید خاندان مورد حمایت لنیسترها، خاندان بولتون (House Bolton) در شمال، توسط گریجوی ها (Greyjoys) و وفاداری نامطمئن دورن (Dorne) به این معنا است که قدرت لنیستر ها همه چیز هست به جز امن.