عنوان کتاب: مردی با نقاب آهنین

Title: The Man in the Iron Mask

سال چاپ اولیه: ۱۸۵۰

امتیاز گودریدز: ۴

در روز ۱۹ نوامبر سال ۱۷۰۳ میلادی در زمان سلطنت لویی چهاردهم، پادشاه فرانسه یک زندانی مرموز که همواره یک ماسک به چهره داشت در زندان باستیل می‌میرد. چند روز بعد، این مرد ناشناس را تحت نام مارکیولی در گورستان سن پل پاریس دفن می کنند. این پایان سرنوشت تلخ یک انسان بیگناه بود. این مرد که حدود ۴۵ سال سن داشت در مجموع ۳۴ سال از زندگی خود را در زندان سپری کرده بود. او از سال ۱۶۶۹ تا ۱۶۸۱ میلادی در قلعه پینیرول سپس تا سال ۱۶۸۷ میلادی در قلعه اگزیل، آنگاه تا سال ۱۶۹۸ میلادی در قلعه سنت مارگریت و سرانجام تا هنگام مرگش در زندان باستیل پاریس محبوس بود. در تمام این مدت، شخصی به نام آقای سن مارس زندانبان او بود. هشت سال پس از مرگ مردِ ماسک آهنین، پرنسس پالاتین، زن برادر پادشاه فرانسه ادعا می کند او یک لرد انگلیسی بود که علیه فرانسه توطئه می کرد. از آن پس افسانه و ادبیات به شخصیت او پرداخته و او را تحت ناممردی با نقاب آهنین به شهرت می رسانند. حتی زندانبان او نیز او را بدون ماسک ندیده بود. مردی با نقاب آهنین” بعدها الهام بخش داستان ها و افسانه های زیادی شد. نقاب سیاهی که این مرد بر چهره داشت، به او شکوهی دو چندان می بحشید و بر داستان ها و رازهای او می افزود. نوشته های به جا مانده از ولتر والکساندر دوما نیز به محبوبیت اسطوره ای که ماسکی از آهن بر چهره داشت کمک کرد. ولتر که خود در سال ۱۷۱۷ در باستیل زندانی بود، ادعا کرد اطلاعاتی را در مورد مردِ نقابدارِ باستیل از نگهبانان و مستخدمین قبلی او بدست آورده است. طبق نوشته های ولتر، مردی با نقاب آهنین،حداقل از سال ۱۶۶۱ نقاب بر چهره داشته است. او می گوید مردِ نقابدار، قدبلند و خوش قیافه بوده و همچنین گیتار می نواخته است. طبق فرضیات او، مرد نقابدار در هنگام مرگ حدودا شصت ساله بوده است (متولد حوالی سال ۱۶۴۰). این تنها راهی است که ما بتوانیم فرض کنیم مرد نقابدار برادر دوقلوی لویی چهاردهم بوده است. چرا که در هنگام مرگ مرد نقابدار، لویی چهاردهم شصت و پنج ساله بود. الکساندر دوما، نویسنده برجسته فرانسوی نیز با قلم توانایش در رمان ویکونت دو براژلون فرضیه یک برادر دوقلوی لویی چهاردهم را زنده کرد که ۸ ساعت پس از او متولد شده بود و برای مصالح سلطنت فرانسه دچار این سرنوشت شوم گردید. هر چند نوشته های ولتر و دوما افسانه این مرد مرموز را با ماسک آهنین در میان مردم محبوب کردند، اما این مرد ناشناس که هرگز فردی چهره اش را ندیده بود، در واقعیت یک ماسک از جنس مخمل به چهره داشت و نه یک ماسک آهنین و گفته می شد به دستور لویی چهاردهم پادشاه فرانسه او محکوم بود همواره حتی هنگام خواب ماسک را به چهره داشته باشد. سن مارس در طول ۳۴ سال همواره مراقب اجرای این دستور لویی چهاردهم بود. درباره هویت این زندانی فرضیه های زیادی وجود دارند. آیا همان گونه که ولتر و دوما ادعا کرده بودند، او برادر دوقلوی لویی چهاردهم بود؟ یا براساس برخی شایعات فرزند نامشروع پادشاه فرانسه بود؟ یا اینکه دوک دوبوفور ، کنت دو ورماندوا یا فوکه، خزانه دار مغضوب شاه بود؟ یا … هرگز راز هویت این مرد نگون بخت که مدت ۳۴ سال از زندگی کوتاه خود زندانی بود و همواره یک ماسک بر چهره داشت فاش نشد. بیشتر مورخان باور دارند که مردی با نقاب آهنین واقعا وجود داشته است، اما او واقعاً کیست؟ صدها گزینه برای مردی با نقاب آهنین وجود دارد. از اعضای خانواده ی سلطنتی گرفته تا ژنرال های خود شاه و مردم عادی و یا کسانی که با پادشاه فرانسه مخالف بودند. برخی حتی نمایش نامه نویس مشهور فرانسوی مولیر را نیز جزء گزینه ها می دانند. اما تنها دو نفر در تاریخ دقیقی که مرد نقابدار در زندان بود وجود داشتند