عنوان کتاب: کنت منت کریستو

Title: The Count of Monte Cristo

سال چاپ اولیه: ۱۸۴۵

امتیاز گودریدز: ۴.۴

کتاب کنت مونت کریستو از جمله پرحادثه‌ترین داستان‌های الکساندر دوما به شمار می‌رود، به طوری‌ که در هر لحظه خواندن کتاب با داستانی تازه رو‌به‌رو می‌شویم. ماجرای کتاب در اواخر دوران سلطنت ناپلئون روی می‌دهد. ملوان جوان 19 ساله‌ای به نام ادموند دانتس، عاشق دختری زیبارو به نام مرسده شده است. این کتاب یکی از مشهورترین آثار کلاسیک جهان است که در زمان اولین انتشارش در رده پرفروش‌ترین کتاب‌های سال قرار گرفت. محتوای اصلی کتاب کنت مونت کریستو (The Count of Monte Cristo) نشان دادن تقابل انتقام و بخشش و از سویی قدرت و ضعف است. ادموند دانتس، دریانوردی زندانی و مسافری مرموز با چندین چهره، می‌خواهد با ثروت‌های افسانه‌وار خود طبقه اشراف پاریس را به هم بریزد. دانتس در 1815، در روز ازدواجش، به اتهام دروغین طرفداری از ناپلئون در بندر مارسی زندانی می‌شود و بر اثر تهمت رقیب عشقی‌اش، فرناند، و رقیب تجاری‌اش، دانگلار، مدت چهارده سال محبوس می‌ماند و این واقعه، در عین حال، به نفع مقاصد سیاسی یک قاضی جوان و جاه‌طلب به نام ویلفور است که در زندانی‌ شدن او دست دارد. در سیاه‌چال پس از چندین سال از زندانی شدنش، متوجه می‌شود که زندانی دیگری مشغول حفاری جهت فرار کردن از زندان است سرانجام او نیز مشغول به کار می‌شود و متوجه می‌شود که او آبه فاریا یک کشیش و دانشمند ایتالیایی است. آبه فاریا نقشه گنج سرشار جزیره مونت کریستو را در اختیار او می‌گذارد. ولی درست قبل از این که بتوانند نقشه فرار خود را نهایی کنند آبه می‌میرد. دانتس با طرح بسیار ماهرانه‌ای از زندان می‌گریزد، گنج را به دست می‌آورد، به پاریس می‌رود و از سه دشمن خون‌خوار خود انتقام وحشتناکی می‌گیرد. دانتس از حد همه قوانین انسانی و الاهی فراتر می‌رود و مانند تقدیر، بی‌رحم و تزلزل‌ناپذیر می‌شود. این کتاب، به سبب غنای ابداعات عجیب و غریبش و به لطف صفا و صداقت بیانش، هنوز هم می‌تواند برای خوانندگان جالب باشد. عجیب‌ترین ماجراها در این اثر نقل می‌شود. نویسنده پروای حقیقت‌ نمایی ندارد. سبکش روی هم رفته روان و پویاست. با این همه، بسیاری از بخش‌های کتاب با حقیقت روان‌شناختی شخصیت‌ها و امکان وقوع ماجراها مغایرت دارد. شهرت کم نظیر این رمان با نمایشی که خود نویسنده بر اساس آن تنظیم کرد و بر صحنه آورد ادامه یافت