الکساندر دوما نویسنده و نمایش‌نامه نویس فرانسوی در 24 ژوئیه سال 1802 در روستایی به نام ویلره کوتره به دنیا آمد. او فرزند یکی از ژنرال‌های ارتش فرانسه بود. خانواده‌ی دوما پیش از تولد او دارای موقعیت اجتماعی خوبی بودند. اما پس از مورد غضب قرار گرفتن توسط ناپلئون ثروت و موقعیت خود را از دست دادند. زندگی پرفراز و نشیب او بعد از مرگ و پدر و در 4 سالگی آغاز شد. اگرچه او دوران کودکی سختی را پشت سر گذاشته اما عدم تمکن مالی آنها برای تحصیل تاثیری در میزان علاقه‌ی او به مطالعه نداشت. الکساندر دوما در سن 20 سالگی و به واسطه اقوام خود توانست به پاریس نقل مکان کند و بخش مهمی از اتفاقات زندگی‌اش در این شهر رقم خورد. اگر چه شوکت و ثروت خاندان دوما از دست رفته بود اما ارتباطات آن‌ها با اشراف باقی مانده بود. به واسطه همین ارتباطات او در سال 1822 به عنوان منشی دوک دو اورلئان در پاریس مشغول به کار شد. دوما علاوه بر منشی‌گری، به نوشتن مقاله و نمایش‌نامه برای نشریات روی آورد.

لئو نیکلایویچ تولستوی نویسنده و فعال سیاسی اجتماعی روس است. تولستوی یکی از مشهورترین نویسندگان و بزرگ‌ترین شخصیت‌های تاریخ روسیه می‌باشد. رمان‌های جنگ و صلح و آنا کارنینا و رمان کوچک مرگ ایوان ایلیچ جایگاه او را در بالاترین رده ادبیات داستانی جهان تثبیت کرده‌اند.. لِف نیکلایویچ تولستوی فعال سیاسی-اجتماعی و نویسنده روسی بود. تولستوی از نویسندگان نامی تاریخ معاصر روسیه به‌شمار می‌آید. رمانهای جنگ و صلح و آنا کارنینا تولستوی از بهترین‌های ادبیات داستانی جهان هستند. تولستوی در روسیه بسیار محبوب است و سکه طلای یادبود به احترام وی ضرب شده‌است. تولستوی در زمان زنده بودنش شهرت و محبوبیتی جهانی داشت اما به سادگی زندگی می‌کرد. نام تولستوی در زبان انگلیسی معمولاً به صورت «لئو تولستوی» نوشته می‌شود

فیودور داستایفسکی در سال ۱۸۲۱ به دنیا آمد و در حومه مسکو بزرگ شد. خانواده‌اش مرفه بودند، پدرش پزشک موفقی بود، هرچند که در بیمارستان خیریه کار می‌کرد که به فقرا خدمات می‌داد. خانه آن‌ها در مجتمع بیمارستان بود و داستایفسکی جوان از اول چیزهایی دید و تجربه کرد که معمولا از چشم بچه‌های طبقه مرفه پنهان نگه داشته میشد. مثل همه مردم روسیه تزاری، والیدن او مسیحی‌های ارتدکس معتقدی بودند. باورهای مذهبی خود داستایفسکی در طی عمر عمق‌تر و قوی‌تر شد. او در ۱۲ سالگی به مدرسه فرستاده شد و اول در مسکو و بعد در سن‌پترزبورگ تحصیل کرد. تحصیلات خوبی کرد هرچند از یک خانواده مرفه طبقه متوسط بود بین هم‌کلاسی‌های اشرافی خود احساس غریبگی می‌کرد. وقتی برای درس از خانه دور بود پدرش فوت کرد. احتمالا توسط رعیت‌هایش کشته شد. بعد از فارغ‌التحصیلی مدتی به عنوان مهندس کار کرد. شروع کرد به قمار و مال باختن، چیزی که همه عمر گریبان‌گیرش بود. در بیست و چند سالگی با گروهی از نخبه‌ها و نویسنده‌های رادیکال آشنا شد. سر و کار داستایفسکی با آن‌ها خیلی جدی نبود اما وقتی بگیر و ببند دولت شروع شد، داستایفسکی نیز گرفته شد و حکم تیرباران دریافت کرد. ولی در دقیقه آخر درست قبل از آتش، حکم عقب افتاد و تخفیف گرفت. او را برای ۴ سال کار اجباری کند در شرایط وحشتناک به سیپری فرستاند. تازه بعد از بازگشت از سیبری بود که فیودور داستایفسکی خود را به عنوان نویسنده جا انداخت. در میانسالی شروع کرد و سلسله کتاب‌های مهمی نوشت. کتاب‌هایش تلخ، خشن و دلخراش و اغلب طولانی و پیچیده هستند

چارلز دیکنز برجسته ترین رمان نویس و نویسنده انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند در آن دوران بوده است. به عقیدهٔ جیمز جویس، نویسندهٔ بزرگ معاصر، از شکسپیر به این سو، چارلز دیکنز تأثیرگذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بوده است. از او برای داستان سرایی و نثر توانمندش و خلق شخصیت های به یادماندنی، بسیار تحسین به عمل آمده است. چارلز در طول زندگیش، محبوبیت جهانی بسیاری کسب کرده است. از مهمترین آثارش میتوان به دیوید کاپرفیلد، آرزوهای بزرگ، الیور تویست و داستان دو شهر اشاره کرد. در خلاصه زندگی نامه چارلز دیکنز اینگونه آمده است که : چارلز دیکنز در ۷ فوریه ۱۸۱۲، در پورتس موث کشور انگلستان متولد شد . او دومین فرزند از ۸ فرزند خانواده بود. نام مادرش “الیزابت دیکنز” و نام پدرش “جان دیکنز” بود . سالهای اولیه زندگی چارلز به صورت داستان بوده است

بی تردید چیزی که ما مردم را به هم نزدیک می کند و یا خوانندگان داستان های کوتاه را به طرف آثار ادگار آلن پو می کشاند این است که همگی باید بمیریم. داستان های ادگار آلن پو پر است از مرگ، مرگ هایی غالباً بی دلیل و یا به انگیزه انتقام که ترس و وحشت غریبی به دل انسان می اندازد. اغلب آدم های داستانی او عاشق زنان زیبایی هستند که چیزی به مرگ شان نمانده، زنانی که به آرامی تسلیم مرگ می شوند، بی آنکه مرگ شان خواب کسی را آشفته کند. نمی توان بهترین آثار او را خواند و یا بازخواند و بر خود نلرزید. این داستان ها محصول ادغام آگاهانه تخیل و ذهن تحلیل گر آلن پو است، به نظر او الهام لازم هست ولی کافی نیست. واقع نمایی از دلمشغولی های اصلی اوست و داستان هایش چنان واقعی است که فقط آن لحظه که پایان می یابد و پاهای خواننده محکم بر زمین سرد و سخت واقعیت کوبیده می شود قدر و قیمت فضای تخیلی نابش به چشم می آید. دقت هر چه بیشتر در وصف جزئیات، داستان را باورپذیر و واقعی می کند. نویسنده می تواند کاری کند که خواننده با چشمش بشنود و با گوشش ببیند. جزئیات وحشت آور داستان های او این سؤال را در ذهن ایجاد می کند که آیا این قصه ها صرفا بازی تخیل اوست و یا بیان واقعی وحشتی که او در عمق قلبش حس می کرده است

جین آستین که گاهی در فارسی جین اوستین هم نامیده شده است یکی از برجسته‌ترین نویسندگان ادبیات کلاسیک انگلستان است. او شانزدهم دسامبر سال 1775 در روستای «استونتن» در منطقه‌ی «همپشر» انگلستان به دنیا آمده است. خالق «غرور و تعصب» تمام سال‌های زندگی‌اش را در میان دوستان و خانواده‌اش در انگلستان گذرانده است و برخلاف شخصیت‌های داستان‌هایش هرگز ازدواج نکرد. سال 1783 برای مدتی جین و خواهرش «کاساندرا» برای تحصیل به آکسفورد فرستاده شدند و سپس همراه معلمشان به ساوت همپتون رفتند؛ اما شیوع بیماری تیفوس باعث شد دخترها در مدت‌زمان کوتاهی به خانه برگردند. پس‌ازآن یک‌بار دیگر نیز این دو خواهر به مدرسه شبانه‌روزی فرستاده شدند اما بالا بودن هزینه‌ها باعث شد مجبور شوند به خانه برگردند. پس از آن جین هرگز دیگر محیط خانوادگی را ترک نکرد. جین آستین از سال 1809 به همراه مادر و خواهرش در «چاوتون» منطقه‌ای در همان نزدیکی محل تولدش در «همپشر» زندگی می‌کرد. او تنها در چند ماه آخر عمرش که از بیماری رنج می‌برد، برای این‌که نزدیک پزشکش باشد در «وینچستر» منطقه‌ای نزدیک لندن زندگی کرد.

آنا سول، زاده ی 30 مارس 1820 و درگذشته ی 25 آپریل 1878، رمان نویس انگلیسی بود.مادر آنا در سال 1866 از دنیا رفت و پدرش مجبور شد به تنهایی هفت بچه ی کوچک را بزرگ کند. خانواده ی سول در سال 1867 به روستایی خارج از شهر نوریچ نقل مکان کردند. در آنجا بود که سول برای اولین بار، معروف ترین اثر خود، رمان زیبای سیاه را به رشته ی تحریر درآورد. سلامت جسمانی او در این زمان با مشکلاتی رو به رو شده بود و نوشتن برایش چالش برانگیز بود. اگر چه رمان زیبای سیاه اکنون به عنوان اثری کلاسیک در ادبیات کودک و نوجوان در نظر گرفته می شود، سول این کتاب را در اصل برای کسانی نوشت که با اسب ها کار می کردند.

مری وول استونکرافت گادوین شلی، زاده ی ۳۰ اوت ۱۷۹۷ و درگذشته ی ۱ فوریه ۱۸۵۱، رمان نویس ، نویسنده ی داستان های کوتاه و سفرنامه نویس اهل انگلستان است. از شناخته شده ترین آثار او می توان به فرانکنشتاین اشاره کرد. ایده ی نگاشتن فرانکنشتاین در سال ۱۸۱۶ در سفر تابستانی به ژنو به همراه لرد بایرون، جان ویلیام پولیدوری و کلر کلرمون به ذهن مری شلی خطور کرد.مری شلی در ۳۰ اوت ۱۷۹۷ در سامرس تاون در لندن متولد شد. پدر او ویلیام گادوین، فیلسوف سیاسی و روزنامه نگار، و مادرش مری ولستون کرافت، فیلسوف فمینیست و نویسنده، بود. مری شلی در سال ۱۸۱۴ با پرسی بیش شلی شاعر عاشقانه های مشهور، آشنا شد و با او ازدواج کرد و در سال ۱۸۱۸ به همراه هم به ویارجو ایتالیا رفتند. پس از مرگ شوهرش در سال ۱۸۲۲ به انگلستان بازگشت. فرانکشتاین نخستین بار در سال ۱۸۱۸ منتشر شد. مری شلی پس از بازگشت به انگلستان چندین داستان دیگر نوشت. داستان والپرگا (۱۸۲۳) که ماجرایی از زندگی در ایتالیای قرون وسطی را نقل می کند؛ مجموعه ی آخرین نفر (۱۸۲۶) که در یک سه گانه ، داستان علمی-تخیلی دیگری را روایت می کند: قرن بیست و یکم است، بیماری طاعون نسل بشر را از بین برده است و تنها یک نفر باقی مانده است، «آخرین نفر».مری شلی کتابی را با عنوان لادور در سال ۱۸۳۵ نوشت که در حقیقت به بیان زندگی شوهرش و دفاع از او اختصاص دارد. وی هم چنین چندین سال از عمرش را صرف بازنویسی و تنظیم مجدد اشعار شوهرش کرد و سرانجام نیز مجموعه ی آثار وی را به چاپ رساند.مری شلی سرانجام در یکم فوریه ی ۱۸۵۱ میلادی، پس از دوره ی طولانی بیماری تومور مغزی درگذشت. وی در کلیسای سنت پیتر در بورنموث دفن شد.